previous next

دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد

روز دوشنبه  ۷ بهمن ماه خانم الهام مولوی وردنجانی از پایان نامه خود با عنوان " تدوین و ارزشیابی یک مداخله آموزشی مبتنی برنظریه شناختی اجتماعی در ارتقا رفتارهای خودمراقبتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک شهر اصفهان در سال۱۳۹۷-۱۳۹۶ " به  راهنمایی جناب آقای دکتر احمدعلی اسلامی و با مشاوره خانم دکتر زهره فتحیان و آقای مهندس  اکبر حسن زاده در دفتر گروه آموزش بهداشت و ارتقا سلامت دفاع نمودند.

 چکیده پژوهش

 

مقدمه: ديابت، به گروهی از بیماری های متابولیک گفته می شود که ويژگی مشترک آنها افزايش سطح قند خون به علت نقص در ترشح انسولین یا عملکرد آن است. اگرچه درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما پیشگیری از بروز عوارض ناتوان کننده آن امکان پذیر بوده و مستلزم کنترل قند خون و حفظ آن در محدوده مطلوب می باشد.  بنابراین رسیدن به دامنه طبیعی قند خون نیازمند تطابق و انجام مداوم رفتارهای خودمراقبتی توسط بیماران می باشد. با توجه به اینکه تبعیت از این امر مستلزم ایجاد تغییرات اساسی و مادام العمر در سبک زندگی افراد می باشد لذا انجام آن برای اکثر بیماران دشوار و یا حتی گاهی غیر ممکن است. نتایج بسیاری از مطالعات  نقش استفاده از چارچوب های نظری در مداخلات آموزشی و تاثیر گذاری بر عوامل موثر بر تبعیت از رفتارهای خودمراقبتی  را در بیماران دیابتی  نشان داده است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تدوین و ارزشیابی یک مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی در ارتقا رفتارهای خودمراقبتی در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.

 

مواد و روش ها: این پژوهش در دو بخش مطالعه اول ( نیاز سنجی و تبیین مدل) و مطالعه دوم (مداخله آموزشی) بر روی نوجوانان۱۰ تا ۱۹ سال مبتلا به دیابت نوع یک شهر اصفهان انجام شد. مرحله اول در طی دو گام با هدف روانسنجی یک ابزار مناسب به منظور شناسایی تبیین کننده های رفتار خودمراقبتی و انجام یک مطالعه مقطعی با رویکرد تحلیلی با جامعه آماری ۲۰۰  به منظور تعیین موثرترین تبیین کننده ها در رفتار خودمراقبتی صورت گرفت. در مرحله دوم یک  مداخله آموزشی مبتنی بر متغیر های شناسایی شده از مطالعه اول بر روی ۸۰ نفراز نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک صورت گرفت. این بیماران بر اساس معیارهاي ورود انتخاب شده و به طور تصادفی به دوگروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه از خدمات معمول ارائه شده در مرکز برخوردار شده و گروه هاي مداخله علاوه بر آن، در ۶ جلسه مداخله آموزشی حاصل از رفتارهاي خودمراقبتی شرکت نمودند. سپس اطلاعات در سه زمان قبل، بلافاصله و ۳ ماه بعد جمع آوری شد و داده های حاصل با استفاده ازنرم افزار SPSS23 و آزمونهای آماری t مستقل، t زوجی، ANCOVA ،RM-ANOVA و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و  تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: در مطالعه مقطعی نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که نظریه شناختی اجتماعی با تاکید بر متغیرهای انتظارات پیامد، تنظیم اهداف، خودکارآمدی و حمایت اجتماعی توانستند به طور معنی داری رفتار خود مراقبتی را در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک تبیین کنند (Adj R۲=۰.۴۳ , p=0.‎00) و در بین این متغیرها، متغیر خودتنظیمی( β = ۰.۴, P-value <0.00) و خودکارآمدی()  قوی ترین پیش بینی کننده های رفتار خودمراقبتی بودند.   نتایج مداخله آموزشی در پایان ۳ ماه نشان داد متغییرهای خودکارآمدی(β= ۰.۴۵) و تنظیم اهداف(β= ۰.۵۰) بیشترین میزان تبیین کنندگی رفتار خودمراقبتی را در این مرحله داشتند و از نظر آزمون های آماری در سطح معنی داری قرار داشتند .( P-value=0.00)

بحث و نتیجه گیری: مطالعۀ حاضر نشان داد که هرچه میزان خودکارآمدی و تنظیم اهداف افراد مبتلا به دیابت بیشتر باشد رفتارهای خودمراقبتی بهتری خواهند داشت. تنظیم اهداف و ایجاد برنامه هایی برای انجام رفتار منتخب، زمینه را برای کنترل بیماری و ارتقای سلامتی فراهم می آورد. از این رو می توان گفت سازه های این الگو می تواند به عنوان چارچوبی مرجع در طراحی مداخلات آموزشی برای آموزش خودمراقبتی به بیماران دیابتی به کاربرده شود.

 

واژگان کلیدی: دیابت نوع یک،  نوجوانان،  خودمراقبتی،  نظریه شناختی- اجتماعی