previous next

دفاع پایان نامه دکتری آموزش بهداشت

 روز چهارشنبه ۱۱/۹/۱۳۹۸، سرکار خانم دکتر شکیبا زاهد از پایان نامه خود با عنوان

"تبیین تجارب مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر، تدوین  محتوای پیامهای آموزشی و تعیین تاثیر مداخله  مبتنی بر مدل مراقبتی توسعه یافته PLST برارتقا فرایند مراقبت: مطالعه ترکیبی" به راهنمایی سرکار خانم دکتر فرشته زمانی علویجه و مشاوره اساتید محترم جناب آقای دکتر احمد علی اسلامی، جناب آقای دکتر مجید برکتین و جناب آقای مهندس اکبر حسن زاده

در دفتر گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت دانشکده دفاع نمودند.

چکیده

مقدمه:

آلزایمر بیماری مغزی پیشرونده ای است که بار عظیمی را بر بیماران، مراقبین، خانواده و سیستم های بهداشتی تحمیل می کند. بسیاری از بیماران با درجه  متوسط وشدید نیاز به مراقبت تمام وقت پیدا می کنند که این مراقبت فرای امور عادی روزانه است. یکی از بزرگترین چالش هایی که مراقبین با آن روبرو هستند، مواجهه با رفتارهای سخت فرد مراقبت شونده است. مراقبین بیماران مبتلا به آلزایمر به دلیل ماهیت بیماری در روند  بیماری دخیل می شوند. بنابراین درک نیازها و تجارب مرتبط با مراقبت، و نیز وجود یک الگوی مناسب و مبتنی بر این نیازها، جهت سامان بخشیدن به روند آموزش مراقبت ها و محتوای پیام های آموزشی برای مراقبین رسمی و خانوادگی ضروری به نظرمی رسد. مطالعه حاضر با هدف تبیین تجربیات مراقبین سالمندان مبتلا به آلزایمر، تدوین  محتوای پیامهای آموزشی و تعیین تأثیر مداخله مبتنی بر مدل مراقبتی توسعه یافته

 PLST  ‪(Progressively Lowered Stress Threshold)‬  بر فرایند مراقبت در شهر اصفهان انجام شد.

روش کار:

این پژوهش،ترکیبی از نوع اکتشافی بود. ابتدا با رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی، از اردیبهشت ماه ۱۳۹۵  تا تیرماه سال ۱۳۹۷، مصاحبه های عمیق بدون ساختار با ۲۹مراقب بیمار مبتلا به آلزایمر  انجام شد و هم زمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس با استفاده از نتایج مطالعه کیفی و پرسشنامه استاندارد، پرسشنامه ای چند قسمتی مشتمل بر سه بخش، شامل ۱۲ سوال درباره مشخصات جمعیت شناختی، ۳۰ سوال جهت سنجش آگاهی از ماهیت و روند بیماری و نحوه مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، و ۷۰ سوال در ارتباط با سنجش مهارتهای رفتاری مراقب، تنظیم شد. این مهارت ها در سه حیطه "مراقبت بر طبق نیازهای جسمی و روزانه بیمار، مراقبت بر طبق اختلالات عملکردی و روانی بیمارو مراقبت بر طبق رفتارهای پر خطر و ایمنی بیمار بود. روایی پرسشنامه از نظر پانل خبرگان تایید و پایائی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (بخش آگاهی ۸۳۸/۰و عملکردی ۸۰۲/۰)  تایید شد. برای  تدوین برنامه مداخله، از محتوای آموزشی منطبق بر یافته های تحقیق کیفی و درچارچوب مدل توسعه یافتهPLST  استفاده شد. برنامه آموزشی برای ۳۸ مراقب در دسترس در دو مرکز نگهداری سالمندان اصفهان اجرا شد. داده ها بلافاصله و یک ماه بعد از انجام مداخله آموزشی به کمک پرسشنامه جمع آوری شدند.

 

یافته ها:

مشارکت کنندگان در مطالعه کیفی ، شامل ۲۵ زن  و۴ مرد که ۱۲نفر از آنها مراقب رسمی و۱۷نفر  مراقب خانوادگی بودند . سن مراقبین از ۱۶-۸۲ سال بود. اکثر مراقبین متاهل (۸۰%) و باسواد (%۹۳) بودند. تجربیات مراقبت از سالمندان مبتلا به آلزایمر با ۱۴۵۴کد، ۸۶طبقه فرعی و ۵طبقه اصلی استخراج شد:  ۱) انگیزه های مراقب برای مراقبت  از بیمار مبتلا به آلزایمر ۲) نیازهای ادراک شده مراقبین بیماران مبتلا به آلزایمر ۳ )ادراک مراقب نسبت به حالات جسمی وروانی بیمار مبتلا به آلزایمر ۴) نگرانی مراقب ازوضعیت بیمار مبتلا به آلزایمرباگذشت زمان  ۵) مراقبت با توجه به تاثیربیماری بر آموخته های اعتقادی و مذهبی بیمار مبتلا به آلزایمر.

محقق با تحلیل داده های کیفی، در نهایت با استفاده از یکی از طبقات ایجاد شده، توانست  یک سازه  وروش مداخلاتی مرتبط  جدید به مدل  PLST اضافه کند. با تحلیل داده های کیفی، نیازهای آموزشی مراقبین اعم از آگاهی و مهارتهای عملکردی استخراج و محتوی آموزشی منطبق بر مدلPLST  توسعه یافته استخراج و سپس در جریان مداخله از آنها استفاده گردید. در مطالعه نیمه تجربی، میانگین نمره آگاهی و همه ابعاد عملکرد مراقبین بعد از مداخله به طور معناداری افرایش داشته است.(۰۵/۰ P <).

 ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که نمره آگاهی مراقبین با سن، سال های مراقبت از بیمار، ساعات مراقبت روزانه از بیمار و مدت زمان مراقبت از بیمار رابطه معنادار نداشت. نمره کل عملکرد مراقبین با ساعات مراقبت روزانه مراقبین از بیمار مبتلا به آلزایمر رابطه مستقیم داشت (۰۵/۰ P <) ، اما با سن، سال های مراقبت از بیمار و مدت زمان مراقبت از بیمار رابطه معنادار نداشت (۰۵/۰P>). ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که سطح تحصیلات مراقبین با نمره کل عملکرد رابطه مستقیم داشت(۰۵/۰ P <) اما با میانگین نمرات آگاهی، رابطه معنادار نداشت. آزمون t مستقل نشان داد میانگین نمرات آگاهی(۳/۴۸و ۴/۵۴ بترتیب در زن و مرد) و میانگین نمره کلی عملکرد(۸/۶۷ و ۲/۶۴ بترتیب در زن و مرد)،  بود که بین مراقبین مرد و زن اختلاف معناداروجود   نداشت. 

نتیجه گیری:

نتایج بدست آمده در این مطالعه، نه تنها ارائه دهنده یک ترکیب و دسته بندی متفاوت از عوامل مرتبط با مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر است ، بلکه از لحاظ برخی مفاهیم، معانی و یا بازتعریف آنها، زمینه را برای توسعه مطالعات و مداخلات بعدی توسعه می بخشد. با توجه به تاثیرگذاری این مداخله، آموزش مراقبین با مدل توسعه یافته مراقبتی PLST با توجه به مسایل فرهنگی و عرفی رایج در جامعه به منظور ارتقا آگاهی و بهبود عملکرد مراقبین در کسب مهارت های مراقبتی و برخورد صحیح (یا مناسب) با رفتارهای چالش انگیز بیماران مبتلا به آلزایمر پیشنهاد می گردد.

كليد واژه‌ها: مراقبین ، آلزایمر ، مدل مراقبتیPLST ، رفتارهای چالش انگیز، مطالعه ترکیبی اکتشافی