previous next

جلسه دفاع از پایان نامه آقای مهدی راعی دانشجوی دکترای آمار زیستی تحت عنوان

« نقشه‌بندی مکانی‌زمانی دو متغیره مولفه‌های مشترک با تعیین تغییرات پله‌ای و کاربرد آن در داده‌های دو سرطان شایع در زنان ایرانی » به  راهنمایی آقای دکتر بهزاد مهکی و مشاوره دکتر والکر جان اشمید روز چهارشنبه۲ مرداد ۹۸در دفتر گروه برگزار شد

 

چكيده

مقدمه: نظر به اهمیت تحلیل توأم بیماری‌ها، لزوم درنظر گرفتن تجزیه‌وتحلیل‌های فضایی‌زمانی و همچنین برتری مدل‌های مولفه مشترک در این زمینه، در این پژوهش به بسط و توسعه مدل‌های دو متغیره مولفه مشترک مکانی‌زمانی پرداخته شده است تا بدین ترتیب مدل جدید دو متغیره مولفه مشترک فضایی‌زمانی به‌ صورت هموار سازوار معرفی شود که امکان تعیین تغییرات پله‌ای در نقشه‌بندی بیماری‌ها را فراهم می‌آورد.

مواد و روش‌ها: با استفاده از الگوی مدل هموار سازوار و با در نظر گرفتن مدل‌سازی نقشه‌بندی مکانی‌زمانی دو متغیره مولفه مشترک روند تغییرات دو سرطان مورد نظر و اجزاء جانشین عوامل خطر این سرطان‌ها، در سطح ۳۰ استان کشور، طی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸ با استفاده از مدل‌های بیزی سلسله‌مراتبی شامل اثرات تصادفی در بعد مکان و زمان مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین تعیین تغییرات پله‌ای بین واحدهای مکانی همسایه از طریق درنظر گرفتن عناصر ماتریس همسایگی بعنوان متغیرهای تصادفی انجام شد.

يافتهها: استان‌های تهران، اصفهان، خوزستان، مازندران، گیلان، فارس، خراسان رضوی و یزد در بالاترین رده‌ی خطر نسبی سرطان پستان بودند. بیشترین خطر نسبی سرطان دهانه‌رحم در استان‌های تهران، گلستان، خراسان رضوی، خوزستان و کردستان مشاهده شد. جزء مشترک عوامل خطر بین دو سرطان بیشترین اثرات را در استان‌های خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، لرستان و مازندران و کمترین اثرات را در استان‌های سیستان‌و‌بلوچستان، کهگیلویه‌و‌بویراحمد، اردبیل، زنجان، چهارمحال‌و‌بختیاری، کرمانشاه و همدان داشت. اثرات اجزاء جانشین عوامل خطر بر روند زمانی خطر نسبی سرطان‌ها معنی‌دار نبود. تغییرات پله‌ای در مرزها برای هر دو سرطان ۱۴درصد برآورد شد و بدین ترتیب استان‌های چهارمحال‌و‌بختیاری و کهگیلویه‌و‌بویراحمد روی نقشه از استان‌های مجاور خود متمایز شدند. همچنین مرز بین استان خراسان رضوی با استان‌های خراسان شمالی و خراسان جنوبی، استان سیستان‌و‌بلوچستان و کرمان و همچنین مرز بین استان تهران و استان مرکزی از نظر خطر نسبی بروز هر دو سرطان با مناطق مجاور خود متفاوت بود.

نتيجهگيري: برازش بهتر و تعیین تغییرات پله‌ای در نقشه‌بندی توام دو بیماری توسط مدل دو متغیره مولفه مشترک هموار سازوار نشان‌دهنده برتری این مدل نسبت به نسخه‌های قبلی است. تعیین و مشخص‌نمودن تغییرات پله‌ای در مولفه‌های تشریح نشده بیماری می‌تواند به فهم و بینش عمیق‌تری از ساختار فضایی عوامل مخدوشگر اندازه‌گیری نشده بینجامد.

كليدواژها: نقشه بندی بیماری، مدل مؤلفه مشترک، آمار فضایی، داده‌های فضایی‌زمانی، هموار سازوار، تغییرات پله‌ای، سرطانپستان، سرطان دهانه‌رحم