previous next

جلسه دفاع از پايان نامه خانم ليلي ربيعي

تبيين نيازهاي مراقبين خانوادگي بيماران همودياليز، تدوين و اجراي برنامه مداخله‌ي توانمندسازي مبتني بر تئوري شناختي- اجتماعي: يك مطالعه تركيبي

جلسه دفاع از پايان نامه خانم ليلي ربيعي دانشجوي دكتري آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت تحت عنوان «تبيين نيازهاي مراقبين خانوادگي بيماران همودياليز، تدوين و اجراي برنامه مداخله‌ي توانمندسازي مبتني بر تئوري شناختي- اجتماعي: يك مطالعه تركيبي» به راهنمايي آقاي دكتر احمد علي اسلامي و مشاوره آقايان دكتر حيدر علي عابدي، دكتر رضا مسعودي و دكتر غلامرضا شريفي‌راد در روز دوشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۴ در دفتر گروه برگزار گرديد.

 

 

 

 

چكيده

مقدمه: شناخت نيازها و دغدغههاي مراقبين بيماران همودياليزي در موقعيت پيچيده مراقبت از بيماران و همچنين طراحي و ارزيابي مقياس براي سنجش آن نيازها و سپس طراحي و اجراي برنامه مداخلاتي مبتني بر نياز ميتواند منجر به تسهيل فرآيند مراقبتي مراقبين و افزايش كيفيت مراقبت از بيماران گردد. غالب مطالعات انجام شده بر روي نيازهاي خود بيماران همودياليز تمركز يافته است، لذا پژوهش حاضر با هدف طراحي و اجراي برنامه مداخلهاي مبتني بر نياز مراقبين خانوادگي بيماران همودياليز به صورت يك مطالعه تركيبي تدوين گرديد.

مواد و روشها:

در مرحله اول، تحقيق به روش كيفي از نوع توصيفي- اكتشافي با ۲۱ مشاركتكننده كه به روش مبتني بر هدف انتخاب شدند، در شهر اصفهان در سال ۱۳۹۲- ۱۳۹۳ انجام گرديد. در مرحله دوم، تحقيق كمي به دو روش مقطعي و كارآزمايي باليني به ترتيب با مشاركت ۲۰۲ و ۷۰ مراقب خانوادگي بيماران همودياليز، در شهر شهركرد در سال ۱۳۹۴ انجام شد. آناليز اطلاعات مرحله كيفي با استفاده از روش دو مرحلهاي كدگذاري باز و انتخابي اشتراوس و كوربين و در مرحله كمي با استفاده از آزمونهاي آماري توصيفي و تحليلي رگرسيون، پيرسون، كاياسكوئر، تي-زوجي، تيمستقل و آناليز واريانس با مشاهدات تكراري در محيط نرم افزارSPSS نسخه ۱۷ انجام گرفت.

يافتهها:

نتايج مرحله كيفي اين مطالعه در قالب نه طبقه اصلي شامل واماندگي عاطفي؛ مراقبت معنوي؛ بار مراقبتي طاقت فرسا؛ رويارويي با چالش عدم تبعيت؛ تنش در مراقبت؛ حمايت اجتماعي ناكافي؛ سردرگمي، ابهام و عدم اطمينان؛ آموزش نارسا و نامتناسب و مهارتهاي سازگاري پديدار شد. در مطالعه مقطعي پرسشنامههابر اساس يافته هاي تحقيق كيفي طراحي گرديد كه شامل پرسشنامه واماندگي عاطفي؛ عدم اطمينان؛ حمايت اجتماعي؛ بار مراقبتي؛ رويارويي با چالش عدم تبعيت؛ تنش در مراقبت؛ مراقبت معنوي؛ مهارتهاي سازگاري و عملكرد مراقبتي بودند. از ميان پرسشنامههاي مذكور، مقياسهاي بار مراقبتي، مراقبت معنوي و مهارتهاي سازگاري، رفتار مراقبتي را پيشبيني ميكردند(۰۵/۰P ≤).‎ در حاليكه انتظارات پيامد، خودكارآمدي، واماندگي عاطفي، عدم اطمينان، حمايت اجتماعي، رويارويي با چالش عدم تبعيت و تنش در مراقبت، پيشبيني كنندههاي قوي براي رفتار مراقبتي نبودند(۰۵/۰P ≥).‎ نتايج مداخله آموزشي، تفاوت معنيداري را در ميانگين نمرات بار مراقبتي، مراقبت معنوي، انتظار پيامد مثبت، مهارتهاي سازگاري مسئلهمدار، مهارت-هاي سازگاري هيجانمدار با شيوه مقابله‌‌اي مناسب، مهارتهاي سازگاري هيجانمدار با شيوه مقابلهاي نامناسب، خودكارآمدي و رفتار مراقبتي بلافاصله و ۱ماه بعد از مداخله در گروه مداخله نسبت به گروه كنترل نشان داد(۰۵/۰P ≤).‎ ميانگين نمرات انتظار پيامد منفي ۱ ماه بعد از مداخله، در گروه مداخله نسبت به گروه كنترل معنيدار نبود(۰۵/۰P≥).‎

بحث و نتيجه گيري:

نتايج اين مطالعات نشان داد كه فرآيند مراقبت از بيمار همودياليز ميتواند موقعيت پر تنش و استرسزائي را براي مراقبين فراهم نمايد؛ به نحوي كه در غياب يك سيستم منسجم و ساختارمند حمايتي، مراقبين دچار فشار مراقبتي، سردرگمي و در پارهاي از موارد استيصال از ادامه روند درمان و مراقبت از بيماران خود شده و آنچه كه باعث تدوام نقش مراقبتي آنان ميگردد، در بسياري از موارد توكل به خدا و مراقبت معنوي بوده است. به همين منظور با اجراي برنامههاي حمايتي و آموزشي كه بر اساس نيازهاي خود مراقبين و با تكيه بر توانمندي ها و ظرفيت هاي فرهنگي مذهبي آنان طراحي شده، نه تنها ميتوان با افزايش دانش و توان مراقبتي مراقبين، تنش مراقبتي و مشكلات آنان را كاهش داد، بلكه با افزايش اعتماد به نفس، مهارتهاي سازگاري، خودكارآمدي و توانمندي مراقبين، ميتوان زمينه را براي ارائه مراقبتهاي ايمن به بيماران خصوصاً در منزل فراهم نمود.

واژه هاي كليدي:

مراقبين خانوادگي، همودياليز، نظريه شناختي- اجتماعي، نياز، مطالعه تركيبي

كلمات كليدي: