previous next

جلسه دفاع از پايان‌نامه خانم مهنوش رئيسي

ارزشيابي مداخله آموزشي نظريه محور و مبتني بر سواد سلامت جهت ارتقاء خود مراقبتي در مبتلايان به ديابت نوع دو

جلسه دفاع از پايان‌نامه خانم مهنوش رئيسي دانشجوي دكتري آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت تحت عنوان «ارزشيابي مداخله آموزشي نظريه محور و مبتني بر سواد سلامت جهت ارتقاء خود مراقبتي در مبتلايان به ديابت نوع دو» به راهنمايي آقاي دكتر غلامرضا شريفي‌راد، خانم دكتر مصطفوي و مشاوره آقاي دكتر بهزاد مهكي، در روز دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۳ در دفتر گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت برگزار گرديد.

 

 

چكيده:

زمينه: با پيشرفت بيماري ديابت، طيف گسترده اي از عوارض غير قابل برگشت در بيماران ظهور مي يابد. اگرچه درمان قطعي براي اين بيماري وجود ندارد اما، پيشگيري از بروز عوارض ناتوان كننده آن امكان پذير بوده و مستلزم كنترل قند خون و حفظ آن در محدوده مطلوب مي باشد. رسيدن به دامنه طبيعي قند خون نيازمند تطابق و انجام مداوم رفتارهاي خود مراقبتي توسط بيماران مي باشد كه با توجه به اينكه تبعيت از اين امر مستلزم ايجاد تغييراتي اساسي و مادام العمر در سبك زندگي افراد مي باشد، انجام آن براي اكثر بيماران دشوار و يا حتي گاهي غير ممكن است. چارچوبهاي تئوريكي در مداخلات آموزشي و تاثير گذاري بر مهمترين عوامل موثر بر تبعيت از رفتارهاي خودمراقبتي در بيماران ديابتي مي تواند موثر واقع شود. از ديگر سو سواد سلامت محدود در بيماران مي تواند به عنوان يك مانع مهم بر اثربخشي مداخلات آموزشي تاثير گذار باشد. در نتيجه استفاده از روش ها و تكنيك هايي چون بكارگيري راهبردهاي سواد سلامت، جهت حذف و يا كاهش اين مانع مي تواند بر اثربخشي آموزش ها بيفزايد. در اين راستا، در مطالعه حاضر اثربخشي مداخلات آموزشي مبتني بر الگوي خودكارآمدي با و بدون بكارگيري راهبردهاي سواد سلامت جهت ارتقاء خودمراقبتي در مبتلايان به ديابت نوع دو مورد ارزيابي قرار گرفت.

روش‌ها:

اين مطالعه پيش آزمون- پس آزمون با گروه كنترل تصادفي شده، بر روي ۱۲۰ بيمار مبتلا به ديابت صورت گرفت. اين بيماران بر اساس معيارهاي ورود انتخاب شده و به طور تصادفي به دو گروه مداخله و يك گروه كنترل تقسيم شدند. هر سه گروه از خدمات معمول ارائه شده در مركز برخوردار شده و گروه هاي مداخله علاوه بر آن، در ۶ جلسه مداخله آموزشي گروهي و مشاوره چهره به چهره متمركز بر استراتژيهاي خودكارآمدي و انتظارات از پيامدهاي حاصل از رفتارهاي خودمراقبتي شركت نمودند. در طي فرايند آموزش به بيماران در گروه مداخله دوم، از راهبردهاي سواد سلامت نيز استفاده شد. پيگيري تلفني در طي ۲ ماه پس از مداخله آموزشي براي بيماران در گروه هاي مداخله اجرا گشت. داده ها از طريق تست آزمايشگاهي و تكميل پرسشنامه در مقاطع قبل، سه و شش ماه بعد از مداخله جمع آوري شد. نتيجه و پيامد اوليه اين مطالعه تبعيت از رفتارهاي خودمراقبتي و سطح هموگلوبين گليكوزيله خون بود و انتظارات كارآمدي و انتظارات پيامد، پيامدهاي ثانويه را شامل مي گشت. داده ها با توجه به تمام مقاطع زماني مورد بررسي قرار گرفته و با بكارگيري آزمون آناليز واريانس با اندازه هاي تكراري تجزيه و تحليل شدند.

يافته‌ها:

گروه هاي مطالعه تفاوت معني داري از نظر متغيرهاي مورد بررسي در ابتداي مطالعه نداشتند. سه ماه پس از مداخله آموزشي در هر دو گروه مداخله در نمرات آگاهي (۰۰۱/۰>p)، خودكارآمدي (۰۰۱/۰>p)، انتظارات پيامد (۰۰۱/۰>p) و خودمراقبتي (۰۰۱/۰>p) افزايش معني دار و كاهش معني داري در سطح هموگلوبين گليكوزيله(۰۵/۰>p)، ديده شد و اين تغييرات در ۶ ماه پس از مداخله آموزشي معني دار ماندند. اثربخشي مداخله آموزشي مبتني بر الگوي خودكارآمدي همراه با بكارگيري راهبردهاي سواد سلامت در فرايند آموزش (SEM+HLS) در مقايسه با آموزش الگو محور بدون بكارگيري راهبردهاي سواد سلامت(SEM) براي بيماران با سواد سلامت محدود در خصوص متغيرهاي آگاهي و خودكارآمدي در سه و شش ماه پس از مداخله آموزشي(۰۰۱/۰>p)، در خصوص انتظارات پيامد در ۶ ماه پس از مداخله آموزشي (۰۵/۰>p) و براي خودمراقبتي در سه ماه (۰۵/۰>p) و شش ماه (۰۰۱/۰>p) پس از مداخله آموزشي بيشتر بود. براي بيماران با سواد سلامت بالا نيز اگرچه آموزش SEM+HLS ميانگين نمرات بالاتري را در سه و شش ماه پس از مداخله آموزشي در مقايسه با آموزش SEM، در خصوص خودمراقبتي ايجاد نمود، اما تفاوت معناداري در ميانگين نمرات آگاهي، خودكارآمدي، انتظارات پيامد و سطح هموگلوبين گليكوزيله بيماران با سواد سلامت بالا در دو گروه مداخله در سه و شش ماه پس از مداخله ديده نشد(۰۵/۰<p).

نتيجه‌گيري:

نتايج اين مطالعه نشان مي دهد كه مداخلات آموزشي مبتني بر الگوي خودكارآمدي در بيماران ديابتي، در طي شش ماه سودمند است. استفاده از راهبردهاي سواد سلامت همچنين مي تواند در ارتقاء كيفي مداخلات آموزشي بيفزايد. اگرچه استفاده از راهبردهاي سواد سلامت در بيماران با سطوح مختلف سواد سلامت موثر واقع شد اما، اثربخشي آموزش هاي مبتني بر استراتژي هاي سواد سلامت در بيماران با سواد سلامت محدود بيش از ساير بيماران بود. اين نتايج پيشنهاد مي كنند كه ادغام مداخلات آموزشي مبتني بر الگوي خودكارآمدي، با بكاريري راهبردهاي سواد سلامت مي تواند موانع و محدوديت هاي بيماران با سواد سلامت محدود را در فرايند آموزش كاهش دهد. مطالعات بيشتري لازم است تا اثرات و پيامدهاي طولاني مدت مداخلات تئوري محور و مبتني بر راهبرد هاي سواد سلامت را در خودمراقبتي بيماران ديابتي مورد ارزيابي قرار دهد.

كليد واژه‌ها:

الگوي خودكارآمدي، سواد سلامت، رفتارهاي خودمراقبتي، ديابت نوع دو

كلمات كليدي: