previous next

جلسه دفاع از پايان‌نامه خانم انسيه نوروزي

طراحي و ارزشيابي مداخله آموزشي نظريه‌محور بر پيشگيري از بازگشت به اعتياد در معتادين مراجعه‌كننده به مراكز اقامتي ميان مدت ترك عتياد

جلسه دفاع از پايان‌نامه خانم انسيه نوروزي دانشجوي دكتراي تخصصي آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت تحت عنوان «طراحي و ارزشيابي مداخله آموزشي نظريه‌محور بر پيشگيري از بازگشت به اعتياد در معتادين مراجعه‌كننده به مراكز اقامتي ميان مدت ترك عتياد» به راهنمايي آقايان دكتر احمدعلي اسلامي، و دكتر محمدرضا ميري و مشاوره آقاي دكتر رضا دستجردي در روز دوشنبه ۹۴/۰۸/۰۵ در دفتر گروه آموزش بهداشت برگزار گرديد.

 

 

 

چكيده

در دهه هاي اخير، پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي در درمان اعتياد حاصل شده است؛ اما علي رغم اين پيشرفت ها، بازگشت چالش اصلي برنامه هاي درمان اعتياد است. در مدل هاي سنتي بررسي كنندۀ رفتارهاي اعتيادي، بازگشت به عوامل دروني همچون ولع و علائم ترك نسبت داده مي شود. در حاليكه بر اساس رويكردهاي نوين به مسالۀ اعتياد، بازگشت يك پديدۀ پويا و پيچيده مي باشد كه هم به وسيلۀ عوامل زيستي- عصبي و هم فرآيندهاي اجتماعي- رواني تعيين مي گردد. در مطالعۀ حاضر، اثربخشي مداخلۀ آموزشي نظريه محور بر پيشگيري از بازگشت به اعتياد در معتادين مراجعه كننده به كمپ هاي اقامتي ميان مدت مورد بررسي قرار گرفته است.

مواد و روش‌ها

اين پژوهش، يك مطالعۀ تجربي از نوع مطالعات قبل و بعد شاهد دار تصادفي شده بود كه در ميان معتادين مراجعه كننده به كمپ هاي اقامتي ميان مدت ترك اعتياد استان خراسان جنوبي انجام شد. روش نمونه گيري خوشه اي تصادفي بود. بدين صورت كه از ميان شش كمپ فعال استان، به طور تصادفي دو كمپ، جهت انجام مطالعه انتخاب شد. سپس يكي از اين كمپ ها به طور تصادفي به عنوان گروه مداخله و كمپ ديگر به عنوان گروه مقايسه در نظر گرفته شد. تعداد نمونه در هر گروه مطالعه با توجه به اندازۀ اثر ۳/۰ و ميزان ريزش ۳۰ درصد، ۵۷ نفر تعيين شد. در گروه مداخله، برنامۀ آموزشي نظريه محور بطور هماهنگ با برنامه هاي روتين مركز اجرا شد و گروه مقايسه تنها برنامه هاي روتين مركز را دريافت كردند. برنامۀ آموزشي شامل يك جلسۀ مصاحبۀ فردي و يازده جلسۀ درمان گروهي بود كه بر اساس سازه هاي تئوري شناختي اجتماعي و با بكارگيري استراتژي هاي انگيزشي، حمايتي و خودكارآمدي به اجرا در آمد. پس از انجام مداخله، آزمودني هاي گروه مداخله و مقايسه تا شش ماه از نظر متغيرهاي مطالعه و نيز ميزان بازگشت مورد پيگيري قرار گرفتند. در نهايت داده هاي جمع آوري شده توسط نرم افزار هاي آماري STATA ۱۲ ،SPSS18 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته ها در سطح معني داري ۰۵/۰ تفسير شدند.

نتايج

آزمون آناليز واريانس با تكرار مشاهدات افزايش معني داري را در ميانگين نمرۀ حمايت اجتماعي درك شده، انگيزش براي بهبودي و خودكارآمدي اجتناب از مصرف مواد در امتداد زمان در هر دو گروه نشان داد(۰۰۱/۰ p.value < ). مقايسۀ دو گروه نشان داد كه افزايش در ميانگين نمرۀ متغيرهاي فوق بطور معني داري در گروه مداخله بيشتر از گروه مقايسه بود كه اين موضوع نشاندهندۀ تاثير مداخلۀ آموزشي نظريه محور در ارتقاي اين سازه ها در بيماران گروه مداخله مي باشد(۰۱/۰ p.value < ). ميانگين نمرۀ انتظارات پيامد از ترك مصرف مواد در هر دو گروه در طي زمان كاهش معني داري داشت (۰۰۱/۰ p.value < ) كه البته اين كاهش، بطور معني داري در گروه مقايسه بيشتر از مداخله بود(۰۱/۰ p.value < ). در زمينۀ متغير مهارت هاي مقابله اي مساله مدار، هيجان مدار و اجتنابي در امتداد زمان افزايش معني داري وجود داشت (۰۱/۰ p.value < ) كه اين افزايش در ميانگين نمرۀ مهارت هاي مقابله اي هيجان مدار معني دار بود(۰۱/۰ p.value < ) ولي در زمينۀ ميانگين نمرۀ مهارت هاي مقابله اي مساله مدار و اجتنابي معني دار نبود(۰۵/۰ p.value > ). نتايج پيگيري بيوشيميايي در دو مقطع پيگيري سه ماهه و شش ماهه حاكي از كمتر بودن ميزان بازگشت در گروه مداخله نسبت به گروه مقايسه بود كه البته اين ميزان از نظر آماري معني دار نبود (۰۵/۰p-value>). ضمنا نتايج مطالعه حاكي از اين مساله بود كه احتمال بقاء و حفظ پرهيز در هر نقطه زماني پس از شروع مطالعه در گروه مداخله بالاتر از گروه مقايسه است.

نتيجه گيري

فرضيۀ اين مطالعه مبني بر اثربخشي بيشتر مداخلۀ آموزشي نظريه محور در مقايسه با درمان استاندارد در پيشگيري از بازگشت، به وسيلۀ نتايج تاييد نشد. به نظر مي رسد طراحي مداخلات پيشگيري از بازگشت با تاكيد بر يافتن مدولي اثر بخش و كاربردي، زمينۀ خوبي براي پژوهش مي باشد.

كليد واژه‌ها

اعتياد، بازگشت، كمپ اقامتي ميان مدت، مداخلۀ آموزشي نظريه محور.

Abstract

Important advances in the treatment of addiction have been made in the recent decades.‎ But despite these advances, relapse is a major challenge in the addiction treatment programs.‎ In the traditional models of evaluating addictive behaviors, relapse was attributed to the craving and withdrawal symptoms.‎ Whereas on the basis of new approaches to the issue of addiction, relapse is a dynamic and complex phenomenon that is determined by neuro biological factors and socio-psychological processes.‎ In the present study, we evaluated the effectiveness of a theory based educational intervention on prevention of relapse among addicts reffered to mid term residential camps.‎

Methods

This study was an experimental study with Pre and Post test Control Group Design that was performed among addicts reffered to mid-term residential camps in Southern Khorasan province.‎ Sampling method was cluster sampling.‎ So that two camps were randomely selected from six active camps of province.‎ Then these camps were randomly allocated to either an intervention group or a usual-care control group.‎ The number of samples was determined 57 patients in each group according to the effect size of 0/3 and dropp out of 30 percent.‎ Theory based educational intervention was implemented in the intervention group coordinated with routine program and control group only received the routine programe.‎ Educational intervention included one individual interview session and eleven group therapy sessions that was performed based on Socio Cognitive Theory constructs and motivational, supportive and self efficacy strategies.‎ After the intervention, participants in both groups were followed to six month in terms of study variables and relapse rate.‎ Finally data were analyzed using SPSS (version 18) and STATA (version 12‏) soft wares.‎ Results were interpreted at 0/05 significant level.‎

Results

Repeated measures analysis of variance showed a significant increase in the mean score of perceived social support, motivation and drug avoidance self efficacy along time in both groups (p.value <0/001).‎ The comparison of two groups showed an increase in mean scores of above variables was significantly higher in the intervention group than the control group (p.value <0/01).‎ This demonstrates the effectiveness of theory based educational intervention on improving these constructs.‎ The mean score of drug quitting outcome expectancies was significantly decreased along time in both groups (p.value <0/001).‎ Of course, this decrease was significantly greater in the intervention group (p.value <0/01).‎ There was a significant increase about problem focused, emotion focused and avoidance coping skills along time in both groups (p.value <0/01) that this increase was significant in the mean score of emotion focused coping skills (p.value <0/01) but was not significant in the mean score of problem focused and avoidance coping skills (p.value >0/05).‎ Results of bio- chemical test for tree and six-month follow-up showed lower rates of relapse in the intervention group than the control group, but this difference was not statistically significant (p.value >0/05).‎ In addition, results suggest that the probability of survival and maintaining abstinence was higher in the intervention group than the control group at any point in time after the start of the study.‎

Conclusion

The hypothesis of the current study, which theory based educational interventions with emphasis on relapse prevention was more efficacious than a standard program, was not corroborated by the results of this study.‎ It seems relapse prevention interventions with an emphasis on finding an effective and practical module, is a good area of research.‎

Key Words

Addiction, Relapse, Addiction Treatment Mid-Term Residential Camps, Theory based Educational Intervention.‎

 

كلمات كليدي: